اگه کمی خوش فکر تر باشیم باعث می شه شفاف تر فکر کنیم، آگاهی و تمرکز بیشتری داشته باشیم که همه اینها منجر به تسهیل یادگیری می گردد.

بکارگیری تکنیکهای ساده باعث کاهش پیچیدگی مدیریت زمان و تداوم انجام فعالیت هایی که می خواهید انجام دهید می شود.

بسیاری از روشهای مدیریت زمان با شکست مواجه می شوند چرا که این روشها کارهای ساده را برای مردم عادی به شیوه پیچیده ای تعریف می نمایند.

ایده اولیه تکنیک پامادورو از این منابع بوده است:

بسته بندی زمان، روشهای مفهومی در مورد طرز کار ذهن که توسط نویسنده ای به نام "بوزان" توضیح داده شده و ظرفیتهای "بازی ها" که نویسنده ای به نام "گادامر" در مورد آن مطلب نوشته است. مراحل و چگونگی فعالیتهایی که باید انجام شوند تا اشخاص بتوانند به هدفهای خود برسند، توسط نویسنده ای به نام "گیلب" طراحی شده اند.

"دو ساعت گذشته هنوز هیچ کاری نکردم، دو روز گذشته هنوز هیچ کاری نکردم".

در تلقی "زمانی ساعتی" شخص که خود را ضعیف و ناتوان می یابد، بر اثر ناامیدی و استرس حتی به یاد نمی آورد هدف از انجام کاری که قرار بوده انجام بدهد چیست.

در روش "زمان انسانی" یعنی سنجش زمان بر اساس سلسله کارهایی که باید انجام می دادیم، به استرس کمتری دچار می شویم. بعلاوه اینکه در این روش شخص کارهایی را پشت سر هم بصورت روتین و روزانه انجام دهد، حس خوش آرامش ذهنی و روحی اعطا می نماید.

اهداف تکنیک پامادورو

هدف اصلی تکنیک پامادور آنست که یک پروسه ساده برای افزایش راندمان ارائه می دهد تا:

کاهش استرس ناشی از "زمان ساعتی"

افزایش تمرکز از طریق کاهش مزاحمت ها

کمک به تصمیم گیری آگاهانه

افزایش انگیزه

ایجاد اراده برای رسیدن به اهدافتان

بازبینی پروسه های بکارگرفته شده با هدف افزایش کمی و کیفی

ارتقای پروسه کار و مطالعه

تکنیک پامادور بر سه فرض استوارست:

روش متفاوت نگاه به "زمان" (یعنی شیفت کردن از روش "زمان ساعتی" به "زمان انسانی") باعث کاهش استرس و افزایش راندمان می گردد.

متفکران، فیلسوفان و دانشمندان _ هر کسی که به خودش زحمت داده تا بتونه مفهوم "زمان" و رابطه بین اون و "زندگی انسان" رو توضیح بده، مجبور شده به غیر ممکن بودن این کار اعتراف کنه.

در واقع، چنین کاری هرگز انجام پذیر نیست.

تعداد کمی از این اندیشمندان توانسته اند نظرات جالبی بیان کنند.

برای مثال برگسون و مینگوسکی در جنبه از مفهوم "زمان" را در اثر خود بر می شمارند که عبارتند از:

شدن در لحظه. جنبه ای از زمان که باعث اندازه گیری اون بر اساس ثانیه، دقیقه و ساعت می باشد؛ ایده اینکه زمان در یک محور افقی قابل تصور می باشد، مفهوم مدت زمان یک رویداد (فاصله میان دو نقطه در محور افقی)؛ و ایده دیر شدن انجام یک کار که در واقع نقطه ای ما بین دو نقطه آغازین و پایانی روی محور افقی می باشد. به این نوع زمان می گوییم "زمان ساعتی".

زنجیره رویدادها. یعنی یک ترتیب زمانی بین رویدادها و کارها مانند صبح از خواب بیدار شدن، دوش گرفتن، صبحانه خوردن، مطالعه کردن، ناهار خوردن، چرت بعد از ظهر، ورزش کردن، شام خوردن، رفتن به رختخواب.

بچه ها اول این جنبه از زمان رو متوجه می شن قبل از اینکه جنبه انتزاعی زمان یعنی ساعت رو یاد بگیرن. جنبه انتزاعی زمان یعنی زمانی که داره می گذره صرف نظر از اینکه چه کارهایی انجام بشود یا نشود. به این نوع زمان می گوییم "زمان انسانی".

از این دو نوع زمان، مدل اول یعنی "زمان ساعتی" است که ایجاد استرس می نماید. ماهیت آن اینگونه است، فرار می کند، بی نهایت است، تعریف نشده، می گذره، می ره، حرکت می کنه به سمت آینده.

اگر ما سعی کنیم خود و زندگیمان را بر اساس "زمان ساعتی" اندازه گیری کنیم، فکر می کنیم ناتوان و نالایق هستیم، محکوم و برده و شکست خورده هستیم در هر ثانیه ای که می گذرد.

کدامیک از ماست که تا کنون استرس تحویل کار در زمان مشخصی رو تجربه نکرده باشه؟

در این شرایط هر کدوم از ما دلمون خواسته برای چند دقیقه هم که شده اون کار رو بذاریم کنار و یه هوایی بخوریم.

همه ما اون حس ناخوشایند رو تجربه کردیم که وقت کمه و کلی کار سرمون ریخته و مجبوریم از تفریح و عشق و حالمون بزنیم.

یه نویسنده غربی می گه "یادتون باشه، زمان بازیکن بی رحمی است که بدون تقلب کردن برنده می شه، همیشه!"

آیا ماهیت واقعی زمان همینست؟ یا این فقط یرداشت نویسنده از "زمان" بوده است؟

کلا چرا مردم با "زمان" مشکل دارن؟ چرا همیشه "وقت کمه"؟

این حس دیر شدن انجام کارها از کجا اومده؟ چرا همه ما به نوعی گرفتارش هستیم؟

س: اگر شخصی اقرار به ارتکاب جرمی نماید سپس انکار کند، چه وضعی پیش می آید؟

ج: انکار پس از اقرار موجب سقوط مجازات نیست بجز در جرائمی که مجازات آنها سنگسار یا حد قتل است. در اینصورت حتی اگر انکار در مرحله اجرای مجازات صورت گیرد، در مورد زنا و لواط مجازات به صد ضربه شلاق تبدیل می شود و دیگر جرائم نیست مجازات تبدیل می شود به حبس تعزیری درجه 5.

س: شهادت چیست؟

ج: اخبار به حق علیه یکی و به نفع دیگری. شاهد باید عاقل، بالغ باشد. متکدی و ولگرد نبوده و با یکی از طرفین دعوی خصومت شخصی نداشته باشد مگر اینکه به نفع طرفی باشد که با او خصومت دارد. ذی نفع در دعوی نباشد و دارای ایمان، عدالت و طهارت مولد باشد.

س: چه کسی مسئول احراز شرایط شهود است؟

ج: قاضی.

س: آیا شهادت مجنون ادواری پذیرفته است؟

ج: اگر در حالت افاقه باشد و در زمانیکه شاهد ماجرا بوده نیز در حالت افاقه بسر می برده، بله پذیرفته است.

س: آیا شهادت طفل پذیرفته است؟

ج: اگر زمانیکه شاهد ماجرا بوده طفل ممیز بوده و در زمان شهادت بالغ شده باشد، بله پذیرفته است.

س: آیا شهادت آدم فراموشکار پذیرفته است؟

ج: اصولا خیر.

س: در صورت تعارض میان دو شهادت کدامیک معتبر است؟

ج: اذا تعارضا تساقطا.

س: هه؟

ج: هیچی.

س: آیا شاهد می تواند از خود فیلم بگیرد بفرستد دادگاه؟

ج: اگر امکان حضور در دادگاه نداشته باشد بله.

س: اگر قرائن و اماره مخالف شهادت وجود داشته باشد چه؟

ج: قاضی تحقیق می کند در صورت صحت قرائن ، شهادت بی اعتبار می شود.

س: آیا شخص می تواند شهادت بدهد به اینکه دیگری وقوع جرمی را شهادت داده است؟

ج: در صورتیکه شاهد اصلی فوت کرده یا امکان حضور نداشته باشد بله. اما شهادت بر شهادت بر شهادت بر شهادت بر شهادت بر شهادت بر شهادت بر شهادت پذیرفته نیست. بعلاوه اگر شاهد اصلی قبل از صدور رای منکر شهادت فرعی بشود ، شهادت فرعی بی اعتبار است اما اگر بعد از صدور حکم منکر شود، انکار بی اثر است.

س: هاننن؟

ج: هیچی. شهادت بر شهادت در مورد جرائم حدی و تعزیری قبول نیست اما در مورد قصاص ، دیه و ضمان مالی پذیرفته می شود.

س: آیا شخصی که شهادت علیه او اقامه شده است می تواند صلاحیت شاهد را زیر سئوال ببرد؟

ج: بله ، به زیر سئوال بردن شرایط شاهد را جرح می نامند. بعلاوه شخصی شهادت به نفع اوست هم می تواند وجود شرایط لازم در شاهد را اثبات کند که به آن تعدیل می گویند. در هر حال قاضی مکلف است دارا بودن حق جرح و تعدیل را به طرفین اعلام نماید.

س: در کدام جرائم مقررات تکرار جرم اعمال نمی شوند؟

ج: در جرائم سیاسی، مطبوعاتی و اطفال.

س: گفتیم در تکرار جرائم تعزیری ، مجازات از حداکثر نیز بالاتر می رود. آیا ممکن است در تکرار جرائم تعزیری جهات تخفیف وجود داشته باشد؟

ج: بله ، در اینصورت اگر جرم ارتکابی مجازات حداقل و حداکثر داشته باشد، دادگاه مجازات میانگین حداقل و اگر حداقل و حداکثر نداشته باشد ، نصف مجازات مقرر می شود.

س: اگر شخصی 10 بار جرمی را تکرار کند(مثل جرائم اعتیادی) او هر 10 بار قبل از دستگیری یا صدور حکم قطعی بوده باشد ، آیا باز هم ممکن است در مجازات او دادگاه تخفیف بدهد؟

ج: اگر تکرار جرم بموجب حکم قطعی بیش از سه بار باشد، از تخفیف مجازات خبری نیست.

س: چه زمانی شخص مسئولیت کیفری دارد؟

ج: زمانیکه هنگام ارتکاب جرم عاقل، بالغ و مختار بوده باشد.

س: آیا ممکن است اعضای خانواده مجرم نیز همراه او مجازات شوند؟

ج: خیر، مسئولیت کیفری شخصی است، مگر آنکه شخص مسئول اعمال دیگری باشد یا جرم ارتکابی توسط شخص دیگر در نتیجه تقصیر او ارتکاب یافته باشد.

س: آیا اشخاص حقوقی نیز مسئولیت کیفری دارند؟

ج: اصل بر مسئولیت اشخاص حقیقی است مگر آنگه شخص حقیقی مرتکب جرم، نماینده شخص حقوقی باشد و در راستای منافع شخص حقوقی مرتکب جرم شده باشد. در هر حال مسئولیت کیفری شخص حقوقی مانع از مسئولیت کیفری شخص حقیقی نیست.

س: در مورد عنصر روانی جرم می توانید توضیح بدهید؟

ج: باید قصد ارتکاب جرم بعلاوه علم بر موضوع جرم وجود داشته باشد. اگر نوع جرم به گونه ایست که تحقق آن منوط به حصول نتیجه است مثل قتل باید قصد نتیجه یا علم به وقوع آن وجود داشته باشد.

س: عنصر روانی در جنایات غیر عمدی چگونه است؟

ج: جنایات غیر عمدی شامل جنایات شبه عمد و خطای محض می شود که در هر دو مورد تقصیر مرتکب باید احراز شود.

س: بنابراین در جرائم غیر عمد باید به دنبال مقصر گشت؟

ج: بله و تقصیر اعم است از بی مبالاتی و بی احتیاطی.

س: اگر یک پزشک مهارت کافی نداشته باشد یا مهندس ناظر ساختمان مقررات و دستور العمل ها را نادیده بگیرد و در نتیجه آن جرمی محقق گردد، آیا تقصیر وجود داشته و جرم غیر عمدی می باشد؟

ج: بله عدم مهارت، عدم رعایت مقررات دولتی ، بی کفایتی و ... همگی نوعی بی مبالاتی و بی احتیاطی تلقی می گردند.

س: آیا اطفال مسئولیت کیفری دارند؟

ج: عدم بلوغ مانع مسئولیت کیفری است. سن بلوغ در دختر 9 سال و در پسر 15 سال تمام قمری می باشد.

س: آیا این سن بلوغ برای مسئولیت کیفری کمی پایین نیست؟

ج: .......

وضعیت جزایر در حقوق بین الملل دریاها

در مورد ترسیم خط مبدا دریای سرزمینی جزایر باید گفت که همان قواعدی که برای سرزمین اصلی کشورها اعمال می شود برای جزایر نیز اعمال می شود. کنوانسیون 1958 حقوق دریاها جزیره را سرزمینی تعریف می کند که بطور طبیعی شکل گرفته است ، با آب احاطه شده و در زمان مد بالای آب دریا قرار می گیرد (زیر آب نمی رود). جزایر می توانند تمامی مناطق دریایی شامل دریای سرزمینی ، منطقه مجاور ، منطقه انحصاری اقتصادی و حقوق مربوط به بستر دریاها را داشته باشند. اگر زنجیره ای از جزایر وجود داشته باشند که طول آنها کمتر از 24 باشد یک خط پیوسته برای ترسیم خط مبدا دریای سرزمینی ترسیم می شود. به عبارت دیگر هر جزیره عضو زنجیره، به تنهایی نمی تواند مناطق دریایی خود را داشته باشد و همگی جزء یک مجموعه محسوب می شوند. بموجب ماده 121 کنوانسیون 1982 حقوق دریاها صخره هایی که انسان روی آنها توان ادامه حیات ندارند یا به خودی خود نمی توانند زندگی حیاتی انسان را تامین کنند، نمی توانند منطقه انحصاری اقتصادی یا فلات قاره داشته باشند. این ماده کمی چالش بر انگیز است به این ترتیب که تفاوت میان صخره و جزیره چندان مشخص نیست و همچنین عبارت عدم امکان حیات مستقل انسان روی این صخره ها هم مبهم می باشد. حتی عرفی بودن این قاعده نیز محل منازعه است.

کشورهای مجمع الجزایری

این کشورها طرفدار ترسیم خط مبدا مستقیم هستند ولی این عمل باعث می شود که مقداری از دریا که قبلا جزء آبهای آزاد تلقی می شد تبدیل به دریای سرزمینی گردد و در نتیجه تحت حاکمیت کشور مجمع الجزایری قرار گیرد. در مورد وضعیت مناطق دریایی کشورهای مجمع الجزایری مثل فیلیپین و اندونزی چالش های فراوانی وجود داشت تا اینکه کنوانسیون 1958 حقوق دریاها به موضوع پرداخت. این کنوانسیون در ماده 46 کشور مجمع الجزایری را گروهی از کشورها که توسط دریا به هم وصل می شوند و جزیی از یک واحد جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی می باشند یا بصورت تاریخی اینگونه شناخته شده اند، تعریف می کند. لیست کشورهای مجمع الجزایری در کنوانسیون تبیین نشده است ولی ژاپن و انگلستان جزء این کشورها می باشند.

در دعوای بحرین علیه قطر، بحرین اعلام نمود که بصورت دو فاکتو یک کشور مجمع الجزایری است و در نتیجه بموجب ماده 47 کنوانسیون 1982 حقوق دریاها خط مبدا دریای سرزمینی آن باید بصورت مستقیم ترسیم شود. چون چنین مطلبی را بحرین در دادخواست رسمی ارائه نداده بود ، دیوان هم لزومی ندید که به موضوع بپردازد. بحرین به ماده 47 استناد نمود زیرا بموجب این ماده در مورد کشورهای مجمع جزایر خط مبدا دریای سرزمینی باید بصورت مستقیم و از اتصال نقاط خارجی جزایر به هم ترسیم گردد. البته مقررات ماده 47 دارای شروطی است مانند اینکه کشور مجمع الجزایری در صورتی می تواند خط مبذا مستقیم از اتصال خارجی ترین نقاط جزایر به هم ترسیم نماید که سرزمین اصلی داخل خطوط ترسیم شده قرار گیرد و همچنین در مناطقی که نسبت خشکی به آب 1 به 1 تا 9 به 1 باشد. شرط دیگر این است که طول خط مبدا مستقیم کشورهای مجمع الجزایری نباید بیش از 100 مایل باشد، به استثنای 3 درصد که در نهایت می شود 125 مایل دریایی، ترسیم خطوط مجمع الجزایری نباید از جهت کلی سرزمین خیلی فاصله بگیرد، خطوط مجمع الجزایری نباید از خط جزر ترسیم گردد مگر در مورد فانوس ها و تاسیسات دریایی به شرط آنکه واقع در دریای سرزمینی باشند، ترسیم خطوط مجمع الجزایری نباید به گونه ای باشد که دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی کشورهای دیگر را از دریای سرزمینی آنها جدا کند، اگر آبهای مجمع الجزایری یک کشور مجمع الجزایری میان دو قسمت از کشورهای مجاور قرار گیرد حقوق و منافع مشروع کشور مجمع الجزایری در قسمتهای متعلق به کشورهای همجوار که در توافق میان کشور مجمع الجزایری و کشورهای همسایه ذکر شده است باید ادامه یابد و محترم شناخته شود، پس از ترسیم خطوط مجمع الجزایری کشور ترسیم کننده خط باید نقشه خطوط را منتشر نماید و آنرا نزد دبیر کل سازمان ملل متحد تودیه کند.

کشور مجمع الجزایری بر آبهای مجمع الجزایری حاکمیت دارد اما توافق های از قبل موجود، حقوق سنتی ماهیگیری و کابل های زیر دریایی باید محترم شمرده شوند. در آبهای مجمع الجزایری برای تمامی کشورها حق عبور بی ضرر وجود دارد و باید بتوانند از مسیرهای کشتیرانی یا هوایی واقع در این آبها استفاده کنند. در سال 1988 دولت اندونزی دو تنگه ساندا و لومبوک را که موضوع آبهای مجمع الجزایری بودند را بست. در پاسخ به این عمل ایالات متحده آمریکا اعلام نمود تنگه تحت نظام حقوقی کنوانسیون 1982 حقوق دریاها می شوند و این قسمت از مقررات کنوانسیون منعکس کننده عرف بین الملل می باشند در نتیجه، هر گونه اختلال در دسترسی به این دو تنگه مغایر حقوق بین الملل می باشد.

تنگه های بین المللی در حقوق بین الملل

ماده 16 کنوانسیون 1958 می گوید حق عبور بی ضرر در تنگه هایی که برای کشتیرانی بین المللی استفاده می شوند غیر قابل تعلیق می باشد. تنگه بین المللی تنگه ایست که دو دریای آزاد را به هم یا دریای آزاد را به دریای سرزمینی کشور دیگر متصل می کند. نزد دیوان بین المللی دادگستری، قضیه ای که در مورد تنگه های بین المللی بود قضیه تنگه کورفو می باشد. در این قضیه دولت آلبانی به کشتی های انگلیسی که در حال عبور از تنگه بودند شلیک نمودند و همچنین آلبانی در تنگه کورفو اقدام به مین گذاری نمود. در مقابل، دولت انگلستان تنگه را مین روبی کرد و در آن میان بیست مین دریایی ساخت آلمان پیدا کرد.

بموجب رای دیوان در زمان صلح، کشتی های جنگی بدون نیاز به مجوز دولت ساحلی و به شرطیکه عبور بی ضرر باشد، حق عبور از تنگه و دسترسی به آن را دارند. دیوان اضافه نمود که انگلستان حق مین روبی تنگه را نداشته و این عمل دولت انگلستان نقض حاکمیت آلبانی می باشد.

کنوانسیون 1982 احق عبور ترانزیت را شناسایی نمود. طبق این کنوانسیون، چنانچه تنگه ای یک طرف دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی رابه دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی دیگری وصل نماید، در آن آزادی عبور و پرواز وجود دارد البته به شرطیکه عبور متداوم و سریع باشد. کشورهای دو طرف تنگه حق تعلیق عبور ترانزیت را ندارند. در کنوانسیون 1982 سه استثناء بر حق عبور وجود دارد: ماده 36 که می گوید جایی که مسیر کشتیرانی خاص در تنگه وجود داشته باشد ، ماده 38 که می گوید در صورتیکه تنگه توسط جزیره متعلق به کشور ساحلی درست شده باشد و در سمت دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی راهی برای عبور باشد و ماده 45 که بیان می کند تنگه دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی را به دریای سرزمینی کشور دیگر متصل نماید. در این سه مورد حق عبور ترانزیت وجود ندارد یا با قید و بند و محدودیتهایی همراه است.

کشتی های عبوری نیز باید از انجام هر عمل مغایر عبور ترانزیت خودداری نمایند مگر اینکه فورس ماژور در کار باشد.

بطور رسمی حق عبور ترانزیت بی ضرر وجود ندارد اما این دو نوع عبور شباهت زیادی به هم دارند. بموجب ماده 48 حق عبور ترانزیت قابل تعلیق نیست. همچنین، دقیقا روشن نیست که آیا حق عبور ترانزیت تبدیل به قاعده عرفی شده است یا خیر.

انگلستان در سال 1987 عرض دریای سرزمینی تا 12 مایل افزایش داد. این عمل باعث شد تا تنگه دوور داخل دریای سرزمینی انگلستان قرار گیرد. میان انگلستان و فرانسه موافقتنامه ای منعقد شد که حق عبور ترانزیت و پرواز بر فراز تنگه را برای فرانسه شناسایی می کرد.

نکته قابل توجه اینجاست که حق عبور ترانزیت در تنگه های بین المللی مداوم می باشد. ممکن است مقررات خاصی بر تنگه های بین المللی خاص بموجب موافقنامه های دو یا چند جانبه برقرار شود. این مقررات خاص مانع از اجرای قواعد عام حقوق بین الملل دریاها در مورد آنها نمی شود مثلا نظام حقوقی تنگه های بسفر و داردانل در معاهده 1936 قسطنطنیه تبیین گردید که حق عبور ترانزیت و حق عبور کشتی های جنگی به شرط اعلان قبلی به دولت ترکیه مورد شناسایی قرار گرفت.

روشهای کلاهبرداری در خرید و فروش خودرو

  • شماره شاسی حتما در قولنامه قید شود تا بعدا اتومبیل تعویض نگردد.
  • اسیبهای خودرو بطور کامل در قولنامه قید شود تا خریدار بعدا ادعای خسارت نکند.
  • اگر هنگام خید خودرو سر و کله یه نفر دیگه پیدا شد که خیلی طلبه ماشین بود بدون برنامه است.
  • حتما حتما کا رشناس ماشین رو بررسی کند.
  • در روش دیگر، کلاهبردار در قامت خریدار به سراغ خودروی شما می‌آید. خریدار، خودروی شما را می‌بیند و به رغم آگاهی از آسیب‌های خودرو آن‌ها را در قولنامه قید نمی‌کند یا به صورت کامل قید نمی‌کند. خودرو به پارکینگ دو قبضه منتقل می‌شود اما خریدار در روز تعویض پلاک با کارشناس خودرو حاضر می‌شود و با مستند کردن آسیب‌های خودرو، از شما ادعای دریافت خسارت یا کاهش قیمت خودرو را دارد و حق هم با اوست!
  • شما بهتر است همان موقع خسارت را بدهید و این خسارت را به فهرست تجربه‌های خود اضافه کنید. به شدت توصیه می‌شود به هیچ عنوان راه شکایت را در پیش نگیرید زیرا وارد یک بیراهه پر هزینه می‌شوید. از نظر قانونی حق با شخصی است که با شگرد خود به کلاهبرداری در خرید و فروش خودرو پرداخته است. شما فقط با هزینه زیاد دادگاه و وکیل روبه‌رو خواهید شد که به جز هزینه مالی، هزینه‌ زیادی هم از لحاظ روحی برای شما خواهد داشت.

۲- جابه جایی خودرو در فاصله بین تنظیم قولنامه و تعویض پلاک

  • یکی دیگر از روش‌های کلاهبرداری خرید و فروش خودرو، جابه جایی خودرو در فاصله بین تنظیم قولنامه و تعویض پلاک است. در این شگرد شما به همراه یک کارشناس خبره برای خرید یک خودرو مراجعه و آن را بازبینی می‌کنید و کارشناس هم سلامت فنی و بدنه خودرو را تایید می‌کند اما فروشنده با ترفند‌هایی شماره شاسی را در قولنامه ذکر نمی‌کند.
  • قولنامه در محضر نوشته و بیعانه هم پرداخت می‌شود. فردای آن روز به تعویض پلاک مراجعه می کنید و همه چیز قانونی و درست پیش می‌رود غافل از این که پس از خرید خودرو متوجه تصادفی بودن آن می‌شوید. در مرحله اول به کارشناس شک می‌کنید اما کارشناس را خودتان انتخاب کرده‌اید.
  • نکته این جاست که خودروی تحویلی به شما با خودروی کارشناسی شده متفاوت است. در روز معامله یک خودروی سالم بدون رنگ را به شما نشان داده‌اند و در روز تعویض پلاک یک خودروی چپ شده با همان مشخصات ظاهری را به شما تحویل داده اند.

۳- هول کردن خریدار خودرو یک شگرد قدیمی و کاربردی

  • هول کردن خریدار برای خرید خودرو یکی از شگرد‌های قدیمی و پرکاربرد کلاهبرداران است که همچنان قربانی می‌گیرد. شما به عنوان خریدار، یک خودرو با قیمت مناسب پیدا و برای بازدید مراجعه می‌کنید. در زمان بازدید شما، فرد دیگری هم به همراه کارشناس خودرو برای بازدید مراجعه می‌کند.
  • پس از پایان کارشناسی، خریدار دوم اصرار دارد خودرو را بخرد و به این طریق شما را هول می‌کند تا از ترس از دست دادن یک موقعیت خوب، خودرو را بخرید. متاسفانه فروشنده، کارشناس و خریدار دوم همگی همدست هستند و یک خودروی تصادفی با کلی ایراد فنی و بدنه را به شما فروخته‌اند.

۴- فروش گنجشک رنگ‌شده به‌جای قناری

  • حتما داستان فروش گنجشک رنگ شده به‌جای قناری را شنیده اید؛ متاسفانه یکی از بیشترین کلاهبرداری های خرید و فروش خودرو به همین موضوع برمی‌گردد. این روش که متاسفانه در خودرو‌های لوکس بسیارپرکاربرد است و سود زیادی را نصیب کلاهبرداران می‌کند، بیش از همه در خودرو‌های توسان، اسپورتیج و سانتافه کاربرد دارد چون این خودرو‌ها در تیپ‌های مختلف و به سفارش کشور‌های مختلف وارد ایران می‌شوند.
  • کلاهبرداران خودرو‌های لوآپشن را خریداری می‌کنند و با اضافه کردن آپشن‌های تقلبی، خودرو را به عنوان فول آپشن و به قیمت بسیار بالاتر می‌فروشند. تنها راه مصون ماندن از این کلاهبرداری استفاده از کارشناسان خبره است چرا که حتی کارشناسان کم تجربه هم در تشخیص آپشن تقلبی از فابریک کارخانه به مشکل می‌خورند.

از دست کلاهبرداران خودرو به کجا پناه ببریم

موارد فوق تنها بعضی از موارد موجود از انواع تقلب هایی است که در زمان خرید و فروش خودرو توسط کلاهبرداران انجام می‌شود و متاسفانه هر روز روش‌های جدیدتری برای کلاهبرداری پیدا می شوند که به راحتی هم قابل تشخیص نیستند اما بهترین راه برای مصون ماندن از این روش‌های کلاهبرداری، مراجعه کردن به مراجع و مراکزی است که به صورت قانونی مشغول فعالیت هستند و وضعیت خودرو‌های موجود در آن‌ها چه از نظر مدارک و چه از نظر سلامت فنی و بدنه کاملا مشخص است