آزمون سردفتری
یه بار دیگه هم در یک آزمون حقوقی رد شدم. بیست ساله دارم تو آزمون های مختلف رد می شم. از رشته حقوق فقط فقر و مصیبت بهم رسیده. حقوق، مجازات من بود در این زندگی.
یه کوهنوردی یه روز گفت ما هم خدایی داریم. با خودم عهد کردم خبر ناکامی ها و شکست ها رو به خانواده نگم. اونها هم غمگین می شن. برای همین تصمیم گرفتم اینجا بنویسم. شاید بتونه در رازداری کمکم کنه. خیلی دهن لقم. کلا زیاد حرف زدن کار دستم داده همیشه.
می گن وقتی عصبانی هستید سراغ اینترنت و پست گذاشتن نرید. اما بالاخره از یه جایی می زنه بیرون دیگه. این اولین ناکامی جدی امسالم بود. امیدوارم نا امیدی ها و ناکامی ها بیشتر بشن. اصلا هدف از زندگی همین ساییده شدنه دیگه.
نمی دونم آینده چی می شه. استرس دارم. استرس یه چیزیه که فقط تو ذهنه. استرس هم همیشه نسبت به آینده س. هیشکی استرس گذشته و حال رو نداره. هر چند بعضی ناکامی ها موقتی هستن و بعضی هاشون دائمی. مث شکنجه دائم هر لحظه روح آدم رو ریز ریز می خورن. آخرش هم می شه سرطان. به قول ما تورکها یره باتموش.
دفعه های پیش خیلی غمگین و افسرده می شم، داد و بیداد راه می انداختم. اما اینبار آرامم. استرس زندگیمو دارم اما در مورد رد شدن در این آزمون ، آرامم. نمی دونم چرا. با وجود اینکه از نظر مالی و احساسی در پایین ترین سطح زندگیم هستم و با خاک یکسان شدم، اما نگران رد شدن در این آزمون و آزمون های پیش رو نیستم. آزمون بعدی وکالت هست. با افتخار توش رد می شم. انگار رد شدن و شکست خوردن امتیاز داره.
دوستان سعی کرده بودن با یه دختری ما رو لینک کنن، بهم معرفی کرده بودن، دختره گفته بود نع. گفته بود ازش خوشم نمی آد. البته دختر که چی بگم. چکش خورده بود حسابی. اون دفعه هم خیلی خندیدم. خیلی آروم بودم. به شکست و ناکامی عادت کردم. برام یه جورایی تبدیل شده به تفریح.